فروردین
۱۳۸۶
روز ملی فن آوری انرژی هسته ای
سالها پیش وقتی در درسهای فیزیک نظام قدیم متوسطه نیمه عمر اورانیوم حساب میکردیم، تصور اینکه روزی فن آوری شکافتش در تقویممان دارای روز ملی شود از مخیله مان عبور نمی کرد.
دو سال است که ۲۰ روز بعد از «روز ملی صنعت نفت» شاهد «روز ملی فن آوری هسته ای» هستیم. سالها بعد هم اگر تقویم جلالیمان همچنان هجری شمسی باشد (و زیری زبر نشده باشد که تمدنی خورشیدی شده باشد) ۲۰ روز پس از آغاز بهار یاد آور نام کسی نخواهد بود جز «محمود احمدی نژاد». همانطور که ۲۹ اسفند مصدق را به اذهان می آورد. ولی آن کجا و این کجا…
مصدق در میان حیرت همگان موفق به ملی کردن صنعت نفت شد، اگر این واقعه آنقدر شوق ملی با خود به همراه داشت که ۲۹ اسفند خودش نام خودش را برگزید، رفتارها و گفتارهای دور از سیاست، پرونده ایران در «آژانس بین المللی انرژی اتمی» را تبدیل به بحرانی جهانی کرد تا مجبور شدند برای شریک کردن مردم در این رسوائی از تقویم کشور مایه بگذارند و این روز را در آن بچپاندند، روزی که حتی مسئولین هنوز قادر نیستند نام آن را به درستی بر زبان آورند و از آن به «روز هسته ای و اینا» (به نقل از بلندگوهای یک مرکز دانشگاهی) و یا «روز فن آوری» (از بیانات مدیر عامل نیروگاه بوشهر) یاد میکنند.اگر پرونده تا بحال به سرانجامی خوش ختم شده بود احتمالاً قرنی به نامش میشد. مصدق هم روی Time رفت، احمدی نژاد هم، ولی آن کجا و…
انتخابات نهم ریاست جمهوری بود و بازار کارشناسی داغ داغ!
بسان همه انتخابات قبل ۷۰ میلیون کارشناس به یکباره ظهور کردند و انواع و اقسام تحالیل! از خود ساطع مینمودند. کارشناسانی که اغلب سابقه احمدی نژاد در ذهنشان از شهرداری تهران فراتر نمیرفت و خبر از دو دوره درخشان استانداری اردبیل در خدمت دولت رقیب انتخاباتیش «اکبر هاشمی رفسنجانی» نداشتند یا چیزی از شاهکارهای ایشان در مقام مدیریت گروه عمران دانشگاه علم و صنعت نمیدانستند، با اینحال له یا علیه او مداحیها می کردند و مرثیه ها سر میدادند.
در میان هجوم همه جانبه رسانه های مدرن! (اینترنت، پیام کوتاه و…) که جملگی از مخالفین رئیس جمهور فعلی بودند، صداهائی برمیخواست مبنی بر این که قامت این مرد کوچک برازنده پرزیدنتی ایران نیست و با این گونه سخنان جبههای از مخالفین با تحلیلهای منطقیتر را لوث می کردند. آن موقع این حرفها خیلی برایم ثقیل می نمود و الآن بیشتر باعث انبساط خاطر است. گوئی حق با آنان بود که هر که قامتش بیش … بیشتر! قد مصدق کجا و …
هر طرح و پروژه عمرانی و غیر عمرانی که از دولتهای قبلی آغاز و در دوران تصدیگری احمدی نژاد چه در لباس نارنجی شهرداری تهران (از عکسهای پوپولیستی همان دوران) چه در کاپشن ریاست جمهوری (ردای جدید این مقام در جمهوری اسلامی) به اتمام رسید با بزرگنمائی رسانهای به نام خودش ثبت شد اما سرانجام این پرونده هرچه باشد بحق حاصل تلاشهای شخص احمدی نژاد است و تأثیر همه اقدامات قبل از آن چه کارهائی که محمد رضا پهلوی با زیمنس آلمانی انجام داد، چه ۲ دهه فعالیت پنهانی و آشکار بعدش به اندازه اثری که احمدی نژاد در این ۲ سال بر اذهان جهانیان داشت نبوده است.
با خبر خوش هسته ای امروز در نطنز که ادعائی بود مبنی بر پیوستن به «باشگاه اتم شکافان» لابد به زعم آقای احمدی نژاد الآن پرتاب شده به ۵۰ سال جلوتر از ۲۰ فروردین ۸۶ هستیم و امید که بسان کره شمالی حظ وافر دلمان را نزند که در آرزوی ابتدائیترین امکانات زندگی در ۵۰ سال قبل، سر تعظیم به جامعه جهانی (بخوانید آمریکا) بیاوریم یا به مانند سیف السلام خل وضع با رویکردی ۱۸۰ درجهای مردمی را مسخره عالم ببینیم.
رسانههای داخلی هر روز دهها مبتکر و مخترع از جای جای کشور کشف میکنند که با خلاقیتی مثال زدنی به مردم روحیه خود باوری و عزت نفس تزریق میکنند. تولیداتی از قبیل آبنبات هوشمند و دمپائی سخنگو و…از مبتکرانی که گوئی تا به حال هیچ بهانهای حتی برای شنیدن اسم شهرهایشان از رسانههای رسمی وجود نداشت. کار به جائی رسید که عالی ترین مقام اجرائی کشور با اعتماد به نفس تمام، باور پذیری مردم را در حد اطرافیانش نزول داد و خبر از تولید انرژی هسته ای در منزل توسط دختری ۱۶ ساله داد.
(البته به مانند رویای “هاله نورانی” واکنش عدهای از هم مسلکانش را هم سبب شد. ولی این بار حضار محدود به جمع بیت آیت لله جوادی آملی نبودند که سخنگوی دولت بتوانند مسئله را از بیخ منکر بشوند.)
پول نفت چند سال اخیر که میتوانست جهشی اقتصادی به دنبال داشته باشد همگی صرف کنترل شتاب گرانی شده و جناب رئیس جمهور با افتخار اعلام کنند اینجا هیچ خبری نیست و مردم عین خیالشان نیست! ته این کیسه هم هویدا میشود و ایشان متوجه میشوند که از قِبَل سانسور شدید هرگونه جریان آزاد اطلاع رسانی است که ایشان اوضاع را عادی در مییابند، در واقع بیخیالی مردم از بیخبری است نه ازبیخبری!
خوشبختانه یا شوربختانه انرژی هسته ای در ایران (بلکه در جهان) عجین شده با نام محمود احمدی نژاد؛ چه تئوریسین
کردارش خودش باشد چه مجری سناریوی مقام بالاتر.
امید که روزی الکترونها و پروتونها جای اسکناس ۵۰۰۰ تومنی روی پرچم بدرخشند. باشد که ما سیهرویان این ماجرا باشیم و مغبون و محمود، منصور!
نوشتههای مرتبط قبلی
اگر نظری در این زمینه دارد٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشتههای این وبلاگ را میتوانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.
نظرات
از دلسوزیتون سپاسگذارم.
ولی کدام قسمت از نوشته من پرده نداره؟
خوشبختانه در دول کفار بسر نمیبریم که آزادی بیان نباشه.
کشور اسلامی ما عضو کنوانسیون بین المللی حقوق بشر ه.
تقریبا یه جورایی حرفای دل من بود !
من نمیدونم این احمدی نژاد چه گلی به سر ملت زد با این انرژی هسته ای که همه چی به نام خودش تموم شد !
الان برای مثال حتی اگه به منم بگن انرژِ هسته ای یاد احمدی نژاد می افتم !
این یه زورچپانی تبلیغاتی تو مخ مردمه !








۲۵م فروردین ۱۳۸۶ ساعت ۱۱:۰۶ ق.ظ
آقا شما چرا اینقدر راحت و بیپرده صحبت میکنید؟!!!
فکر دردسرهاشو نمیکنید احتمالاً!!!