اردیبهشت
۱۳۸۶
کنسرت گروه «کوبان» در تالار اندیشه
شب گذشته به دعوت یکی از دوستان افتخار حضور دریک کنسرت موسیقی محلی در تالار اندیشه را پیدا کردم که انصافاً آدمی را به وجد میآورد. یک ارکستر حدوداً ۶۰ نفره به نام «کوبان» که نیمیشان گروه کر را تشکیل میدادند (که باز نصفشان آقا و نصفشان خانم بودند) ۲۰ نفرشان دف و دایره مینواختند، و بقیه هر کدام ساز خاصی دستشان بود. (کمانچه، دهل، ضرب…)
گروه کوبان به سرپرستی آقای ونداد مساحزاده طبق بروشوری که قبل از اجرای برنامه توزیع شد اجراهائی هم در فرانسه و جاهای دیگر داشتند. در برنامه دیشب حدود ۱۰-۱۱ قطعه موسیقی در دو قسمت زمانی اجرا شد که نصفشان لری بود به خوانندگی آقای «نیما رحمتی» (نوازنده کمانچه) و نصفشان کردی بود که آقای «محمدرضا دارابی» (از پیشکسوتان خوانندگی در کردستان) خواندند. در قسمت دوم برنامه گروه «آیرین» به سرپرستی «کردوان بوستان» با حرکات فولکلوریک (بخوانید رقص محلی) موسیقی را همراهی میکردند که با جیغهایشان شور برنامه را دو چندان کرده بودند.
با اینکه به موسیقی سنتی (اصیل) و البته فولکلوریک (مخصوصاً موسیقی محلی خراسانی) علاقه دارم ولی به خاطر روحیه ناآرام و استرس شدیدی که چند روز اخیر داشتم فکر میکردم دیشب حوصلهام سر برود و برنامه برایم بسیار کسل کننده باشد اما از آنجا که به دعوت یکی از دف نوازان سعادت حضور پیدا کرده بودم جای هیچ بهانهای نبود و خوشبختانه پس از برنامه بسیار خرسند بودم که خبطی در زمینه عذر آوردن نکردم چون بر خلاف انتظارم بسیار هم هیجان داشت.
به عنوان یک تماشاچی آماتور اشکالاتی هم به چشمم آمد که شاید به خاطر اینکه اولین شب اجرا بود، وجود داشت. از جمله اینکه ترجیح میدادم ایستادن اعضای گروه کر بمانند نشستن دایره نوازان حکمتی میداشت تا اختلاف قدهایشان توی ذوق نمیزد. دوست داشتم موقع تک نوازی یک ساز بقیه «بازی بدون توپ» یادشان نمیرفت و در گوش هم با پچ پچ نمیخندیدند. گروه رقص محلی «آیرین» هم انگار بدون تمرین قبلی با با گروه کوبان وارد صحنه شد. نه تنها بعضی مواقع با موسیقی همراه نبودند بلکه در حرکات و دستمال گردانیهایشان هم با یکدیگر هماهنگ نبودند. با اینکه روی یک سری از نمایشهای جمعیشان کار کرده بودند ولی ترتیب رقصشان طراحی شده نبود. یعنی برای اینکه چه وقت حلقه شوند و کی با دستمال برقصند از قبل فکری نکرده بودند به خاطر همین هم در حین اجرا مجبور بودند با هم حرف بزنند و در بعضی موارد لبخندشان به قهقهه تبدیل میشد که تأثیری منفی روی کار خوب گروه کوبان داشت.
در مجموع شب عالی و به یادماندنی را ساختند.
نوشتههای مرتبط قبلی
اگر نظری در این زمینه دارد٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشتههای این وبلاگ را میتوانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.








۱۵م مرداد ۱۳۸۷ ساعت ۱۰:۳۵ ق.ظ
salam,hale shoma khoobe agha vahid?
ountori ke shoma neveshtid gorouhe raghs ba gorouh nahamahang nabood.chon man ba in harfe shoma raftam filmo negah kardam.
nahamahangi kami bood vali shoma yekhorde roghan daghesho ziad karde boodid.
bazam mamnoon az shoma.vali shoma bayad hameye gorouhaye mosighio hemayat konid.na inke badtar poshteshono khali konid.