مطالب خرداد ۱۳۸۶

زلزله در تهران

ساعتی پیش تهران لرزید.
وسط پذیرائی خانه در حال مطالعه بودم که ناگهان خانه لرزید. با نوید به یکدیگر نگاه می‌کریدم که کیانا از اتاق داد زد: «این دیگه چی بود؟!»
تا قبل از داد زدن کیانا داشتیم در ذهنمان این لرزه را به راه رفتن احتمالی همسایه بالائی نسبت میدادیم که هرچند ماه یک بار از [...]


لینوکس اوبونتو

دیروز حوالی ظهر زنگ خانه به صدا درآمد و پستچی فردی با مشخصات من را در منزل خواست. چند روزی بود که منتظرش بودم تا خبر تلخی را بیاورد برای همین قالب تهی کرده خدمتشان رسیدم. پاکتی که انتظارش را می‌کشیدم از دور دیدم و لحظاتی سخت را تا نزدیکیهای در حیاط قدم برداشتم [...]