تیر
۱۳۸۶
خشونت در تهران بخاطر سهمیه بندی بنزین
سهشنبه گذشته دولت محترم جمهوری اسلامی ایران بار دیگر ملت نامحترم ایرانی را بیضتین خویش فرض نموده و شباهنگام بنزین را بر آنان جیره بست!
این در حالی است که همین دولت محترم هفته پیش در پی طولانی شدن صفهای پمپ بنزین (که برای ترس از سهمیه بندی بنزین شکل گرفته بود) منت گذاشته خیال مردم بیمقدار را از این بابت راحت نموده بودند که حالا حالاها از سهمیه بندی خبری نیست.
احتمالاً هیئت دولت احمدی نژاد گمان میکرد برای مردمی که خواهر و مادرشان را بخاطر مدل مو و لباسشان کتک میزنی صدایشان در نمیآید، دانشجویانشان را اخراج میکنی ککشان نمیگزد، به اوین میبری کم مانده تشکر کنند، سهمیه بندی بنزین که این حرفها را ندارد! «محض رعایت اصول مردمداری! ساعت ۹ شب تصمیمان را اعلام میکنیم، مردم هم که پای ماهوارهاند، تا بیایند با خبر شوند و بجنبند ساعت ۱۲ شده و بنزین سهمیه بندی، بعد از سهمیه بندی هم که کسی مرض ندارد بی دلیل صف طولانی را تحمل کند! اراذل و اوباش پمپ بنزین آتش بزن را هم که طی عملیات پاکسازی ماه پیش جمع کردیم، کلی از خانوادهها هم که درگیرکنکور بچههایشان هستند». این گونه بود که تا تنور داغ بود بنزین ریختند داخل آن!
اما غافل از اینکه ملت همیشه پیگیر اخبار! و شبکه ارتباطات قوی SMS باعث میشود که بار دیگر نبوغ ایرانی بدرخشد و با خیال خوشتر از رویای دولتش پا در دمپائی نموده، به نزدیکترین پمپ بنزین محل مراجعه کرده تا حداقل یک باک سیر از آخرین بنزینهای آزاد میل بفرمایند و کلی هم در دل به ریش کسانی که فردا با خبر میشوند، بخندند!
این جماعت دوم هم غافل از اینکه ایرانیها همگی با هم دارای IQ بالائی هستند و فقط خودشان نیستند که از این موهبت الهی برخوردارند، آخر شبی با دریائی از انسان و ماشین مواجه شدند که هیچ راه برگشتی از آن محشر کبری متصور نبود. البته این فرصت طلبی محدود به یک قسمت شهر نمیشد بلکه از پمپ بنزین ولنجک گرفته تا حکیمیه تهرانپارس و خوش آزادی مملو از صفوف بهم پیوسته مردم همیشه در صحنهای بود که داشتند صحنه را بهم میزدند!
احتمالاً NGO ها و نهادهای حقوق بشری دنیا انگشت به دهان از خودشان میپرسند: «اینا این همه بلای ضد دموکراسی سرشون اومد صداشون در نیومد حالا مگه چقدر مصرف داشتن که محدویت ۱۰۰ لیتر در ماه اینقدر شجاعشون کرده که پمپ بنزین آتش بزنند؟»
تا به حال هر تصمیمی که از شکم برمیآمد و از جائی صادر میشد یک بلای به خصوصی سر هر خانواده ایرانی میآورد ولی عواقب آروغی که این بار دولت فخیمه زدند فقط گریبان خانواده همسایه را نگرفت که کسی بگوید به ما چه! مردم از تویوتا و بنز سوار گرفته تا قمقمه و ۴ لیتری به دست خیل عظیمی از هموطنانشان را میدیدند که به دردی مشترک دچارند! از شمال تا جنوب کشور تحت تأثیر تصمیم داغی که ساعتی پیش از دولت تراویده بود باز هم تنها برای کشیدن گلیم خودشان از آب به خیابانها آمده بودند ولی با همدردان بیشماری مواجه شده بودند که آنها هم نگران همین گلیم بودند. عدهای سر مالکیت آن دعوایشان شد و عدهای فرصت را غنیمت شمرده، جو را گرفته!، قدرت همبستگی خویش را به رخ حکومت کشیدند.
نتیجه برای دیکتاتورهای دنیا: مبادا مانند جمهوری اسلامی دموکراسی منشانه رفتار کنید و از قبل تصمیماتتان را به اطلاع مردمتان برسانید! هروقت اراده فرمودید عمل نمائید. کان لق ملت!
نتیجه دوم برای همان دیکتاتورهای قبلی: اگر شما هم میخواهید ادای جوامع مدنی را دربیاورید، شبکه SMS را قبل از اعلام تصمیمتان مختل کنید نه فردای آن!
نتیجه سوم هم برای همانها: یکی یکی بکشید صدای هیچکس در نمیاد ولی مرگ دسته جعمی میشه عروسی!
نتیجه برای دموکراسی خواهان متوهم و آنتی احمدینژادهای دروغگو! : مبادا از این به بعد به سیاق گذشته دلیل شکست خود در انتخابات نهم ریاست جمهوری را تقلب اعلام کنید. دیگر جای هیچ شکی حتی برای بدبینترین دشمنان قسم خورده جمهوری اسلامی هم باقی نمانده که رای این مردم همانیست که به کرسی نشسته. «محمود احمدی نژاد» محصول دموکراسی است. مشکل از آنجاست که در هر بازی صد هزار تماشاگر نما داریم!
پ.ن: مردم پس از گذشت ۲۴ ساعت از آغاز سهمیه بندی بنزین همچنان بر طولانیتر کردن صف پمپ بنزینها اصرار میورزند. هنوز کسی قادر به هضم این مسئله نشده است.
نوشتههای مرتبط قبلی
اگر نظری در این زمینه دارد٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشتههای این وبلاگ را میتوانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.





















اگر نظری دارید بنویسید