آذر
۱۳۸۶
روزنامه نگار افراطی یا افراط در روزنامه نگاری؟
تصور کنید افراطیترین روزنامه پس ازانقلاب مردمی کشور (با تقدیم دیپلم افتخار به دوکوهه٬ شلمچه٬ جبهه٬ یالثارات٬ … مسعود دهنمکی جات!) انگ افراطی بر کسی دیگر زند، چه هیولائی خواهد بود او!
عکس از وبلاگ انگلیسی کمانگیر
افراطیون در اعتماد ملی چه میکنند؟ (خبر ویژه)
یادداشت نویس روزنامه «اعتماد ملی» که درمحافل مطبوعاتی خود را «جوجه اردک زشت» معرفی می کند٬ به انگلیس رفت. «م. ع» که پیش از این خبرنگار پارلمانی یکی از روزنامه های زنجیرهای درمجلس هفتم بود٬ به سبب زیرپا گذاشتن شان حرفهای روزنامه نگاری٬ از مجلس اخراج شد. وی اکنون در«حلقه ملکوت»!! به عنوان یکی از منابع اینترنتی رادیو فردا (ارگان رسمی سازمان سیا) و رادیو زمانه ( ارگان رسانه ای سرویس امنیت هلند) حضور دارد. این حلقه٬ با بودجه مصوب پارلمان هلند برای جنگ نرم رسانهای با ایرانیان و جمهوری اسلامی ایران٬ تاسیس شد و مهدی خلجی (مشاور ارشد در موسسه واشنگتن٬ لابی پژوهشی اسرائیل درآمریکا)٬ مهدی جامی (مدیر رادیو زمانه٬ ارگان سرویس اطلاعات و امنیت هلند) و عباس معروفی (روزنامه نگار فراری) آن را اداره می کنند. «م. ع» همزمان با حضور در محافل مرتبط با سرویس های امنیتی اروپا و آمریکا٬ همچنان برای روزنامه اعتماد ملی نیز یادداشت های سیاسی می نویسد.
گرچه خیلیها برای چرندیات کیهان پشیزی ارزش قائل نیستند ولی بیش از دو دهه روزنامه خوانی مفصل من باعث شده که معتقد باشم هنوز مهمترین منبع برای درک بهتر اوضاع سیاسی کشور همین کیهان است. چه آن موقع که خاتمی مدیرش بود روزنامه دیگری برای عرض اندام وجود نداشت (باز هم ضمن تقدیر از اطلاعات بابت ستون دوکلمه حرف حساب زنده یاد کیومرث صابری فومنی و البته صفحه ترحیمش و روزنامه چپکی سلام!) وقتی هم که خاتمی رئیس جمهور شد بحرانهای هر ۹ روز یکبار دولتش را میشد از صفحه دوم کیهان پیشبینی کرد! چه بسیارش هم به قلم همین وزیر فعلی ارشاد در سرمقالههای آن مقدمهچینی میشد و خیلیها نمیدانستند که جایزه منتقد برتر را مرید به مرادش داد!
و اما دروغهای این مطلب:
روزنامهی زنجیرهای لقبی بود که کیهان به جامعه٬ توس٬ نشاط٬ عصر آزادگان و… داده بود که هر یکی پس از تعطیلی دیگری با همان تحریریه منتشر میشد. نکته اینجاست که بهار مطبوعات در همان دوره اول ریاست جمهوری خاتمی خزان شده بود و در دور دومش از این خبرها نبود چه برسد به اینکه جوجه دوست داشتنی ما افتخار خبرنگار پارلمانی بودن یکیشان را در مجلس انتصابی هفتم داشته باشد. «مسیح علینژاد» در زمان مورد نظر کیهان خبرنگار «خبرگزاری ایلنا» و «روزنامه همبستگی» بود.
دیگر اینکه شاید مردم پیگیر امور نبوده باشند و لی اهالی وبلاگستان خوب یادشان است که آن چیزی که کیهان از او به «زیر پا گذاشتن شأن حرفهای روزنامهنگاری» یاد میکند همان کاری است که خبرنگاران حرفهای دنیا برای نیل به توانائی انجام مشابهش به آب و آتش میزنند: افشای دریافتی خارج از روال نمایندگان مجلس هفتم
این که چرا از «آگاه کردن مردم از مقدار حقوق نمایندگانشان» به بدی یاد میشود سؤالی است که امثال «کوهکن» باید جوابگویش باشند که چنان از این عمل برآشفتند که حاضر بودند بمیرند ولی مسیح را دوباره نبینند. (یعنی از شرم بود؟) همین کیهان آن موقع با انتشار دروغهای پیاپی انواع اتهام را از نمایندگان همسو نقل میکرد. از عشوهگری گرفته تا دزدی فیش حقوقی نمایندگان را به مسیح نسبت دادند و هرچه بیچاره نامه داد تا فیلمی که کیهان مدعی بود از این صحنه در اختیار دارد٬ منتشر کند جوابی نگرفت. حتی وقتی «هادی حقشناس» نماینده مردم بندر انزلی از او دعوت کرد تا با استفاده از حقوق شهروندی در مجلس حضور یابد و موارد بیادبی و بینزاکتیاش را از رئیس مجلس جویا شود نگذاشتند و عجبا که کیهان مسیح را بابت مصاحبه با «بی بی سی» نفوذی این رسانه در مجلس خواند ولی از مصاحبه همزمان «کوهکن» با «بی بی سی» چیزی نگفت.
عکس از منصور نصیری
کیهان خیلی چیزهای دیگر را هم هیچ وقت نگفت و نمیگوید. مثلاْ درست چند روز بعد از اتهام بینزاکتی به مسیح «کوچک زاده» (دیگر نماینده منصوب مجلس هفتم و مفتخر به ذوب شدن در ولایت) در درگیری با خبرنگار پارلمانی شرق بسان لاتها چانه وی را گرفته او راه هل داد و با فریاد همه خبرنگاران را با تأکید بر بلااستثنا بودن٬ بیپدر و مادر خواند و البته سنسورهای اخلاق سنجی کیهان هیچ واکنشی نسبت به توهین گستاخانه این نماینده مجلس نشان نداد. خودش هم عذری نخواست تا این سؤال باقی بماند که اگر خبرنگاران بیپدر و مادرند٬ کننده این کردار زیر کدام بته ممکن است به عمل آمده باشد و گوینده این گفتار چطور میتواند نماینده مردم یک کشور در مجلسش باشد. ادبیاتی که بخاطرش روزنامهنگاران تحصن کردند و وبلاگنویسان در اعتراض به آن صفحههای سفید (خالی) منتشر کردند.
عکس از ساتیار امامی
یادم است که روز تحصن باید سر کلاس تحلیل سازه ها میبودم ولی به عنوان روزنامهخوانی که روزی چندین ساعت وقتم صرف نوشتههای این عزیزان میشد به متحصنین پیوستم. نعمت احمدی و شمس هم بودند. (طبق معمول در مورد رکن چهارم دموکراسی سخن سرائی میکرد!) عکاسان بسان سلمانیهای بیکار از هم عکس میگرفتند و دو سه نماینده فراکسیون اقلیت (اسماعیل گرامی مقدم و به گمانم محمدرضا تابش…) هم محض دلجوئی حضور بهم رساندند. در آخر هم بیانیهای امضا شد که بندیش به لزوم عذرخواهی «کوچکزاده» (بعضی مواقع آدم از برازندگی یک اسم شگفتزده میشود) میپرداخت بندیش هم به بازگشت مسیح بر سر کارش که البته هیچکدامشان محقق نشد!
چند وقت پیش با مراجعه به جزوههای قدیمی به کاغذشعارهای آن روز برخوردم که برای موجه کردن غیبت برداشته بودم:
کوهکن شش شاهد دارد
منع مطلق ورود خبرنگار اخراجی به مجلس
ورود یک خبرنگار به مجلس ایران ممنوع شد
مگر من بمیرم تا خبرنگار اخراجی به مجلس بازگردد
اعتراض فراکسیون اقلیت مجلس به اخراج یک خبرنگار
اگر خبرنگار اخراجی هر روز هم تیتر شود از ورودش ممانعت میشود
اعتراض خبرنگاران پارلمانی به اخراج «علی نژاد» در صحن علنی مجلس
اگر نظری در این زمینه دارد٬ لطفاً آن را از طریق زیر درج کنید.
نوشتههای این وبلاگ را میتوانید از طریق خوراک آن دنبال کنید.








۳م اردیبهشت ۱۳۸۷ ساعت ۴:۵۸ ق.ظ
عزیزم شما لازم نبود از خانم مسیح علی نژاد دفاع کنید. همون مقاله کیهان در موردایشون یعنی که ایشان بسیار انسان شریفی است. مقاله ایشون هم بسیار عالی و خواندنی بود. حیف از ایشان که باید خارج از ایران زندگی کنه. بعد شریعتمداری (دلم نمی یاد بهش بگم آقا) بشینه توی تهرون به همه بگه جاسوس و وطن فروش و صهیونیست. حیف
======
وحید:
این متن متعلق به ۴ ماهه پیشه و به مقاله اخیر و جنجال پیرامونش مربوط نیست.
ایشون هم همونطور که گفته بودند از مسافرت چند ماهه برگشتند و خارج از ایرن زندگی نمیکنند.