مرد ایرانی!
پریروز در مسیری قصد سوار شدن بر تاکسی راهی داشتم. بیمار، خسته و از شدت گرما کلافه بودم. تا پرشدن ماشین ترجیح دادم کنارش بایستم تا اینکه تنور داخلش را تحمل کنم. پس از چند دقیقه دختر خانمی با هزار فیس و افاده (از زمین شاکی بود که چرا خودش را زیر قدمهای او میاندازد) [...]

![زیر خط وحید [ وحیدانه ]](/images/sidebar/vahidaneh.png)
![نیم خط وحید [ انعکاس ]](/images/sidebar/links.png)
![پاره خط وحید [ وحیدیسم ]](/images/sidebar/vahidism.png)






