لینوکس اوبونتو
دیروز حوالی ظهر زنگ خانه به صدا درآمد و پستچی فردی با مشخصات من را در منزل خواست. چند روزی بود که منتظرش بودم تا خبر تلخی را بیاورد برای همین قالب تهی کرده خدمتشان رسیدم. پاکتی که انتظارش را میکشیدم از دور دیدم و لحظاتی سخت را تا نزدیکیهای در حیاط قدم برداشتم [...]

![زیر خط وحید [ وحیدانه ]](/images/sidebar/vahidaneh.png)
![نیم خط وحید [ انعکاس ]](/images/sidebar/links.png)
![پاره خط وحید [ وحیدیسم ]](/images/sidebar/vahidism.png)






